یکی ا بچه ها خواس بگه مدرسه شهید سلطانی کرج، گفتش: سعید شلطانی!

 

 

 

 

روز معلم، بچه ها واسه دبیر ریاضی مون کادو آوردن...........معلمه میگه:چرا زحمت کشیدید؟....شما خودتون کادوئید!!!

 

 

 

 

زنگ هنر معلممون گفت که واسه امتحان لب بکشید خوبه(حالا نمیدونم جدی گفت یا نه؟) چن دیقه بعدش من می پرسم: خانوم! گفتید لب دادید دیگه؟!!!

منظورم واسه امتحان بود!!!!

صرف فعل: ک ر د ن

یکی از دوستای من تعریف می کنه:

یه دبیر ادبیات داشتیم (من نه هااااااا) که وقتی داشت درس انواع فعلها و...(دقیق یادم نیستش) به بچه ها می درس داد(یعنی درس می داد) سعی میکرد مثال زیاد بزنه:

خوردم.......خوردی.......خورد.......خوردیم.......خوردید........خوردند

رفتم....رفتی......رفت.....رفتیم.......رفتید.....رفتند

کردم.......کردی........کرد........کردیم.........کردید..........کردند!!!