سوتی های جدید!!! (به روز)

 

امروز یه عالمه سووووووووووووووووتی باحال دارم ، همه اینا به روز و آپن!!!

یه دوست گل از دوستای خل من (فاعل رو داری؟؟؟ ۷ کلمه ست!!!) می خواس بگه این قسمت آهنگو دوست دارم می گه: اونجاشو دوس دارم!!!

بازم همون دوست گل خل چل(!!!) گفت: دوست ندارم یه پسر۱۶-۱۷ساله بهم گیر بده بعد اون یکی دوستم (ن)اشتباه شنید: چیز بده؟؟؟ (با تعجب و خنده پرسید) بعد اون یکی دوستم (ش) گفت:گیر کنه!!! (یعنی می خواست درستش کنه!!!) ........چیز بده ، گیر کنه!!!

این یکی رو خوب توجه کنین: آقای ایکس رفت یه عالمه چیز میز برام خرید نشستیم باهم دیگه خوردیم!!!

همون دوست گل خل چل من داشت می گفت وقتی عصبانی می شه محکم درو می کوبه، یهو گفت: در رو می کنم!!!

 

صرف فعل: ک ر د ن

یکی از دوستای من تعریف می کنه:

یه دبیر ادبیات داشتیم (من نه هااااااا) که وقتی داشت درس انواع فعلها و...(دقیق یادم نیستش) به بچه ها می درس داد(یعنی درس می داد) سعی میکرد مثال زیاد بزنه:

خوردم.......خوردی.......خورد.......خوردیم.......خوردید........خوردند

رفتم....رفتی......رفت.....رفتیم.......رفتید.....رفتند

کردم.......کردی........کرد........کردیم.........کردید..........کردند!!!

 

باردار کردن...

یه روز سر زنگ فیزیک دبیرمون درباره الکتریسیته و بارهای + و - صحبت می کرد یه کم که توضیح داد رسید به باردار کردن اجسام مختلف...

هر کی یه چیزی می پرسید :

-میله شیشه ای + بود خانوم؟

-یه عنصری مثل الماس چی؟ اونم مثل گرافیت کربنیه!

-اگه بخوایم یه نی پلاستیکی رو باردارکنیم؟

-خانوم چه جوری می شه خودمونو باردار کنیم؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

این سوال آخری بدجوری مخمو بکار گفت ولی عجب سوتی ای بود هروقت یادش می افتیم خنده مون می گیره!!!

 البته دوستم منظورش چیز دیه ای بودها!!!